السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1040
تعليقات نقض ( فارسى )
اشكالى نخواهد داشت چنان كه گذشت . تعليقهء 117 حديث ابو لؤلؤ و عمر و حديث ابن ملجم و طير ( ص 287 ؛ س 7 ) اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « ناصبيان مجبّر از منصور عمّار روايت كردهاند كه راهبى گفت : هر شبى مرغى بزرگ بكنار درياى عمان آيد و بو لؤلؤه را از حلق برآرد و زنده شود و بمنقارش پاره پاره كند و تا بقيامت هر شب چنين باشد كه او كشندهء عمر است » . اين روايت را نگارنده تاكنون در جائى نديده است ليكن نظير آن روايتى هست در باب ابن ملجم قاتل امير المؤمنين - عليه السلام - كه آن را جماعتى از علماى خاصّه و عامّه نقل كردهاند و نگارنده بمناسبتى آن را به تفصيلى كه ممكن بوده در تعليقات كتاب شريف « الايضاح » تأليف فضل بن شاذان - رضوان اللّه عليه - ياد كرده است و ناقلان آن عبارتند از اخطب خطباى خوارزم موفّق بن احمد مكّى در مناقب ، و سيوطى در شرح الصدور ، و اربلى در كشف الغمّه ، و قطب راوندى در خرائج و جرائح ، و مجلسى ( ره ) در بحار ، و سيّد هاشم بحرانى در مدينة المعاجز ؛ طالب نصوص عباراتشان رجوع كند بايضاح ( ص 427 - 432 ) و در اينجا بنقل برخى از مطالبى كه مناسب با اين مورد و در پيرامون آن هست مىپردازيم . محقق اردبيلى ( ره ) در حديقة الشيعه گفته : ( ص 179 چاپ سال 1303 هجرى قمرى ) « و حكايت قتل و هنگام رحلت آن حضرت از آن مشهورترست كه محتاج بذكر باشد . و حكايت طير و ابن ملجم ملعون نيز اگرچه مشهور است ليكن بطريقى كه در كشف الغمّه و در فصول المهمّه مذكور است اينست كه : ابو القاسم حسين بن